آميتاب بچن AmitabhBachchan

آميتاب بچن AmitabhBachchan
تارخ تولد :11 اکتبر 1942
محل تولد :الله آباد ،هندوستان
یک
پسر جوان باریک اندام دراز و نحیف در آپارتمان خود واقع در مومبای نشسته و
بی حوصلگی گیتار خود را کوک می کند او باید تصمیم خودش را بگیرد می بایست
که به کلکته بازگردد ،او تاکنون بازیگر صحنه تئاتر یک گوینده برنامه های
رادیویی و یک مدیر شرکت باربری بود.
و
حالا به مومبای آمده تا در صنعت فیلم جایی برای خود پیدا کند اما در اولین
تست بازیگری اش رد می شود چرا؟چون آن ها صدا و قمت خیلی بلند را دوست
ندارند.
سات
هندوستانی به عنوان اولین فیلمی که بازی کرد اصلا خوب نبود و همین او را
به تفکر واداشت . او همیشه می توانست شغلی در شرکت co bridand قدیمی بدست
بیاورد،یا حتی آن طور که بعد ها در مصاحبه ای به شوخی اظهار کرد فروشنده
شیر بشود اما عاقبت شانس در خانه او را هم کوبید.
جایابادوری
،هنرپیشه موفق خانم که بعد ها همسر او شد به همراه چنر نفر از دوستانش او
را پیدا می کنند و تصمیم می گیرند تا این جوان اندوهگین را از غار تنهایی
اش بیرون بکشند . برای همین سراسر شب را به جشن و پایکوبی می گذارنند.
صبح که می آید بازیگر جوان قطار را از دست می دهد و هرگز دوباره با کلکته باز نمی گردد.
این
صحنه یکی از روزهای اوایل دهه هفتاد بود و آن جوان هم آمیتا پاچان کسی که
کاراکترش در اولین فیلم به سال 1968و باکارگردانی کی آعباس سایه ای از یک
مرد خشمگین جوان را عینیت بخشید . تصویری با شکوه از خود بازیگر که تا
سالها بعد ادامه یافت.
قد
بلند و صدای تربیت نشده اش از همان آغاز نقطه ضعف بزرگ او به شمار می رفت
و در تضاد با چهره ستاره مانند او بود . این تیم رویایی جاوید اختر و سلیم
خان بودند که فیلم نامه زنجیر را نوشتند آن ها با این کار حرفه باچان را
اصلاح کرد و حتی توانست تاریخ فیلم هند را درگرگون کند.
دیالوگهای
او به آرامی اما با حالتی تهدید کننده ادا می شد حالتی عمیق به صدایش
بخشید و آموخت که گام هایش را خرامان بردارد ،حالا دیگر در پس این سالها
نگاه او کسل کننده نیست و حتی افسانه مرد جوان عصبانی که با زنجیر آغاز شد
بود تا امروز که در دهه شصت زندگی به سر می برد توانسته از او شمایل یک
سوپر استار محبوب را ترسیم کند.
آميتاب بدون شک يکی از بزرگترين بازيگران سينمای هند ميباشد .
او دارای يک خانواده کاملأ سينمايی است . همسر او جايا و پسر او آبيشک نيز از هنرپيشگان سرشناس سينما در هند ميباشند .
آميتاب شايد تنها هنرپيشه در سينمای هند باشد که در تمام کاراکترهای موجود در سينما ايفای نقش کرده است .
او جوايز زيادی در دوران بازيگری خود دارد :
۱ ـ بهترين بازيگر مرد نقش مکمل در سال ۱۹۷۲ در فيلم Anand
۲ ـ بهترين بازيگر مرد نقش مکمل در سال ۱۹۷۴ در فيلم Namak Haram
۳ ـ بهنرين بازيگر مرد در سال ۱۹۷۸ در فيلم Amar Akbar Anthony
۴ ـ بهترين بازيگر مرد در سال ۱۹۷۹ در فيلم Don
۵ ـ يهترين بازيگر مرد در سال ۱۹۹۲ در فيلم Hum
۶ ـ بهترين بازيگر مرد نقش مکمل در سال ۲۰۰۰ در فيلم Mohabbatein
۷ ـ بهترين بازيگر مرد از نگاه منتقدين در سال ۲۰۰۲ در فيلم Aks
با
نگاهی به کارنامه هنری آميتاب و قدرت و تسلط بالای او در ارائه نقشهای
گوناگون به راحتی ميتوان درک کرد که چرا او در تمامی سالهای بازيگری خود
بهترين و يا حداقل يکی از بهترينهای سينمای هند بوده است .
او در حال
حاضر حدود ۱۰ سال است که بالاترين دستمزد را در سينمای هند ميگيرد و
عليرغم بالا رفتن سن کماکان در صدر محبوب ترين بازيگران سينما در هند جای
دارد .
---------------------------
بیوگرافی و نکات خواندنی زندگی شاهرخ خان

شاهرخ,جالب و دوست داشتنی و بی رقیب!
هیچ
کس باور نمیکرد فردی با این خصوصیات چهره بتواند در دل تماشاگران راه پیدا
کند.زیبایی چهره و هیکل تنومند و قدی بلند سه معیار اصلی برای انتخاب
بازیگر بود وشاهرخ تا حدودی با هر سه بیگانه بود!!
شاهرخ در دوم نوامبر
سال 1965 در دهلی نو و در شبی مهتابی خانه تاج محمد و فاطمه به دنیا
آمد.البته پیش از او (لالا)یا(شهناز)پا به این خانه گذاشته بود و پنج سال
به عنوان تک فرزند این زوج به شمار میرفت.
خانواده شاهرخ وضعیت اقتصادی
متوسطی داشتند اما در حال حاضر ثروت او را با ثروت کل مردم بمبئی مقایسه
میکنند و دستمزدهایی افسانه ای دریافت میکند.
شاهرخ علاقه مند به ورزش
و تحصیل بود و روزگاری میرفت تا به عنوان یکی از ستارگان کریکت هند شناخته
شود.کمتر کسی است که بداند وی روزی کاپیتان تیم کریکت هند بود اما به
درخواست والدین خود در رشته اقتصاد و در دانشگاه (هنسراج) دهلی مشغول به
تحصیل شد.او مدرک لیسانس خود را در این رشته اخذ کرد و سپس وارد رشته
فیلمسازی شد و مدرک فوق لیسانس خود را در این رشته دریافت کرد.
وی در
سال 1991 و در جریان یک مهمانی دانشجویی با (گوری چیپر) آشنا شد و بعد از
مدتها رفت و آمد و کشمکش توانست با وی ازدواج کند.(والدین گوری به علت
مسلمان بودن شاهرخ و هندو بودن گوری به شدت مخالف این پیوند بودند.)اما
سرانجام شاهرخ توانست با گوری ازدواج کند و این پیوند تا امروز پایدار
مانده و آنها دارای دو فرزند به نامهای آریان و سوهانا هستند.
بعد
از آن شاهرخ علیرغم اعتراضات گوری پا به عرصه بازیگری گذاشت و ابتدا به
جایی نرسید تا اینکه با شخصی به نام(ویویک)آشنا شد و توسط او عازم بمبئی
شد.و در آنجا مورد توجه (هیما مالینی) قرار گرفت و از او میخواهد تا
بازیگر اولین فیلمی باشد که خودش کارگردانی میکند.گریمورها ساعتها با او
کار میکنند تا به یک چهره مطلوب برسند ولی به نتیجه نمیرسند و کم کم همه
ناامید میشوند اما در چهره او اراده ای آهنین موج میزند و باعث میشود که
در آن فیلم موفق بشود و به این ترتیب (دیل آشناهه) سکوی پرتابی برای او به
حساب می آید.
نکات خواندنی زندگی شاهرخ خان:
شاهرخ
فردی بود که منتهای آرزویش این بود که روزی صاحب هتلی باشد اما امروزه او
در آمد یک سال هتل را فقط از راه تبلیغات به دست می آورد.او تنها در
تبلیغاتی حضور پیدا میکند که تا به حال هیچ چهره شاخصی در آنها نبوده و
بعد از او دیگران به آنها اضافه میشوند.
او بازیگری است که همیشه
مورد توجه همگان بوده و محبوبترین به حساب می آید فقط به این دلیل که او
بسیار مهربان و خالصانه با طرفدارانش برخور میکند و از هر جای دنیا میتوان
با او به راحتی ارتباط برقرار کرد.((چندی پیش در جایی مطلبی عنوان شده بود
که یک دختر فلج ایرانی آنقدر شیفته و علاقه مند به شاهرخ بوده که همیشه
برای او شعر مینوشته و به همراه نامه هایش برای وی میفرستاده و شاهرخ هم
وقتی احساسات این دختر را میبیند دستور میدهد تا او را با هزینه شخصی به
هند بیاورند تا بتواند از نزدیک او را ملاقات کند.))
شاهرخ در حومه
شهر بمبئی مشغول ساخت یک برج عظیم است که گویا دولت نیز برای او مشکلاتی
پدید آورده ولی او همچنان در تصمیم خود اصرار دارد و قصد دادر تا ساخت این
برج را پایان ببرد.
دستمزدهایی که او در بالیوود دریافت میکند بی
همتاست و از این نظر در جای اول قرار دارد.و بعد از او آمیتا باچان و
سلمان و هرتیک و امیر قرار دارند.(شاهرخ برای فیلم دون 12 کرور دستمزد
گرفت).
در 15 آگوست 2006 در جلوی منزل مسکونی شاهرخ,یکی از محافظانش توسط یکی از نگبانانش کشته شد و باعث بروز جنجال عظیمی شد.
او
بسیار سیگار میکشد و نا به حال پزشکان تذکرات جدی به او برای ترک سیگار
داده اند اما او هنوز موفق به ترک سیگار نشده ولی به گفته خودش مقدار آن
را به شدت کم کرده.((او به همراه آمیتا عضو گروه مبارزه با دخنیات در هند
هستند!!)).
در کنسرتی که در سریلانکا داشت با پرتاب بمبی از سوی تماشاگران دو نفر جان خود را از دست دادند و کنسرت نیمه تمام ماند.
به همراه پسرش(آریان)کار دوبله نسخه هندی کارتون شگفت انگیزان را به عهده داشت.
فیلم
(کبهی الوداع ناکهنا) در زمان اکران انتقدات فراوانی را در پی داشت و
علیرغم اینکه این فیلم در روز اکران تمام رکوردهای بالیوود راشکست اما در
ادامه زیاد از سوی مردم هند مورد استقبال قرار نگرفت و ماجرای فیلم را
مغایر با فرهنگ هند میدانستند.اما شاهرخ و پریتی و رانی و کارن جوهر در
نشستی از مواضع خود دفاع کردند و تاکید کردند که کارها و اعمالی را که در
طول فیلم انجام داده اند را هرگز در زندگی واقعی خود انجام نمیدهند.
شاهرخ
دوست داد که همیشه ظاهری آراسته داشته باشد و در این مورد میگوید:من از
محصولات زیبایی که برای مردان تهیه شده استفاده میکنم و هیچ شکایتی هم
ندارم.چون در عصر حاضر نه تنها برای بازیگران بلکه برای همه بهداشت و
آراستگی واجب و ضروری است.و من حس زیبا پرستی بالایی دارم و همیشه
بهترینها را میخواهم.((مثل رانی و پریتی))
شاهرخ درباره زنها نظر عجیبی دارد.او میگوید من از آنها میترسم!!!خیلی با آنها راحت نیستم مگر در زمان کار!!!!
شاهرخ
در مورد مادر خود که فوت کرده میگوید:همیشه به یادش هستم او برایم مثل یک
ستاره است که هیچگاه خاموش نمیشود.آرزو داشتم که در کنارم بود و میدید که
پسرش به چه جایگاهی رسیده.
او درباره مذهب خود میگوید:من مسلمانم و
به خدای یکتا و قرآن اعتقاد دارم.قرآن در خانه من همیشه تلاوت میشود و
سوهانا و آریان هم باید خواندن ان را فرا بگیرند چرا که پشتوانه ای عظیم
در زندگی آنها است.وقتی در خانه ما قرآن تلاوت میشود همه به احترام آن
سکوت میکنیم و سعی میکنیم که آن را بفهمیم و دستوراتش را سر لوحه زندگی
خود کنیم.
در مورد اینکه او با کدام یک از بازیگران مقابل خود راحت
است,میگوید:در سالهای پیش با کاجول غوغا میکردیم.کاجول از نظر من
شیرینترین بازیگر بالیود میباشد و همیشه وقتی کاجول به تنهایی صحبت میکند
درست مانند این است که چندین نفر جیغ بکشند!!!در مورد بازیگران اخیر هم
باید بگویم که رانی و پریتی دیگر عضوی از گروه من شده اند.هر کجا که میروم
آنها هم باید باشند.و مثلا وقتی در هنگام فیمبرداری یا گریم هستم همیشه
میپرسم رانی و پریتی کجا هستند؟؟من صدایشان را نمیشنوم...در مورد سایرین
هم باید بگم کارینا و پریانکا پر استعداد و جوان هستند.آیشواریا را یک
بازیگر بین المللی دیدم که باعث غرور ماست.
منزل شاهرخ خان در شهر
بمبئی و در منطقه (بندرا) واقع میباشد.یک کاخ اشرافی که رو به ساحل است و
در واقع یک منطقه توریستی به حساب می آید.و شاهرخ در آن به همراه گوری و
آریان و سوهانا و خواهرش شهناز در آن زندگی میکنند.
-------------------
بیوگرافی و نکات خواندنی از زندگی سلمان خان

شاید عده کمی بدانند که این بازیگر پرقدرت با آن چهره جدی که همه او را
با ساخته(سوراج بارجایتا)شناخته اند نخستین بار در واقع با فیلم (بیوی هو
توایس)ساخته جی کی بهاری قدم به سینما گذاشت.
سلمان خان که دوستانش او
را (سالو) صدا میکنند در 28 دسامبر 1965 در بمبئی به دنیا آمد.پسر سلیم
خان بزرگ که همراه با جاوید اختر یک تیم نویسندگی موفق به راه انداختند و
سلمان به سبب این پدر و با همت خود وارد بالیوود شد و به یکی از سه خان
بزرگ و محبوب بالیوود مبدل گشت.
سلمان چندین سال کوشید تا اینکه در
(مین پیار کیا)دیده شود.فیلمی با داستانی کلیشه ای درباره پسری ثروتمند که
عاشق دختری فقیر میشود...
از جمله فیلمهای موفق سلمان میتوان به
(ساجن)و(خاموشی)و(هوم دیل چوکه صنم)و(چوری چوری چوبکه چوبکه)و(تره
نام)و(باغبان)و(کوچ کوچ هوتاهه)و(موجسه شادی گروکی)و...اشاره کرد.
نکات خواندنی از زندگی سلمان خان:
سلمان علاقه بسیاری دارد که خواهرش همیشه برای انتخاب لباس همراهش باشد.او به سلیقه خواهرش اطمینان کامل دارد.
در پی اجرای یک کنسرت به نام(راک استار)از دست جان آبراهام دلگیر است.گرچه جان این موضوع را انکار میکند.
سوبان
نادیا والا یک پسر بچه هندی است که در فیلمها غالبا نقش کودکی سلمان را
ایفا میکند او مانند سلمان لباس میپوشد و تمام حرکات وی مانند سلمان است و
یکی از صمیمیترین دوستان سلمان به شمار میرود!!
در سال 1998 به
خاطر شکار در منطقه حفاظت شده دستگیر شد.در 17 فوریه 2006 به خاطر شکار به
یکسال زندان محکوم شد اما این حکم در دادگاه عالی رد شد.در 10 آپریل 2006
به خاطر شکار به پنج سال زندان محکوم شد و در زندان جودپور زندانی شد و تا
13 آپریل آنجا ماند تا اینکه به قید ضمانت آزاد شد.همچنین در سال 2002 به
خاطر تصادف و کشتن یک نفر در مبئی و به علت مست بودن دستگیر شد.
در سال 2001 از سوی مجله معتبر(پیپل)به عنوان هفتمین مرد جذاب دنیا معرفی شد.
رابطه
اش با آیشواریا جنجال زیادی را موجب شد.به طوری که آیش بعد از جدایی از
سلمان عنوان کرد که توسط سلمان شکنجه میشده و کتک میخورده!!!!!سلمان نیز
بعد از این ماجرا عنوان کرد که دیگر هیچ وقت با او همبازی نخواهد شد و
همچنین در یک شب ویویک ابری(نامزد بعدی ایشواریا)را 41 بار به قتل تهدید
کرد.
در سفر به آمریکا همیشه پریتی زینتا را در کنار خود دارد و به
گفته پریتی او اکثر پولهای خود را در اسباب بازی فروشی صرف خرید برای بچه
های بی سرپرست میکند.(سلمان یکی از سردمداران امور خیریه در بالیوود است و
همیشه اقدام به کمک به سازمانهای خیریه و کودکان بی سرپرست میکند.)
انتظار
میرفت که اکران همزمان (دون) و(جانه من) باعث شکرآب شدن روابط شاهرخ و
سلمان شود ام برخلاف این شد و سلمان به همراه خانواده اش در اکران خصوصی
دون شرکت کرد و موجب بیشتر شدن دوستی دو خان گردید.
مدتی است که با
کاترینا کیف روابط دوستاه نزدیکی پیدا کرده و همگان منتظر خبر ازدواج این
دو هستند.اما سلمان در این مورد سکوت میکند و همه چیز را به آینده ای
نزدیک موکول میکند.و از اینکه با وجود 43 سال سن هنوز مجرد است هیچ وقت
احساس ناراحتی نمیکند و میگوید
من سالمم.هر روز 10 کیلومتر پیاده روی میکنم.بینایی ام کامل است.تپش قلبم نرمال است.و هر دو کلیه ام کار میکند!!
سوشمیتا سن از دوستان نزدیک وی است و سلمان همیشه دخترخوانده او را به گردش میبرد و او را مانند بچه نداشته خود میداند.
پریتی
زینتا در مورد سلمان گفته است سلمان یکی از بهترین دوستان من است.من
نمیدانم چرا همه دنیا به زندگی او سرک میکشند و کارهای شخصی او را دنبال
میکنند.هزاران نفر در دنیا هستند که کارهای بدتر از کارهای او را انجام
میدهند اما چرا سلمان باید هدف قرار بگیرد؟تنها به این خاطر که او یک
ستاره است؟
وی در زمان فیلمبرداری(بابل)وقتی در یکی از مدارس مشغول
سفارش ساندویچ بود برای همه بچه های مدرسه 500ساندویچ خرید و به آنان اهدا
کرد.
به گفته خودش بازی در کنا پریتی زینتا و رانی موکرجی و شیلپا شتی برایش بسیار لذت بخش است و در کنار آنها احساس آرامش میکند.
چند
خانه آنطرفتر از عمارت (مانت)(ملک شخصی شاهرخ)در مجتمع(گالکسی)محل سکونت
سلمان است.سلمان به تجملات علاقه ای ندارد و به همراه والدینش سلیم و سلما
خان و خواهر کوچکش آرپیتا و کوچکترین برادرش سهیل خان و همسرش سیما خان و
فرزندانشان در آن سکونت دارد.
ارباز خان برادر سلمان است و مالایکا آرورا زن برادر سلمان محسوب میشود.